تماس
logosite
bosch tsvir .
پیوندها
تماس
کاریکاتور
داستان
شعر

 

کانون نویسندگان ایران در تبعید

انجمن قلم ایران در تبعید

حافظ

مولوی

سهراب سپهری

شاملو

فروغ فرخزاد

یداله رویایی

عباس معروفی

مانیها

والس

ناصر نجفی

پرس لبت

کتاب شعر

شهلا بهاردوست

مجله آگاه

فرشچیان

محمود فلکی

اسماعیل زرعی

کورش همه خانی

شیرین تباران

داستان ورمان

دوات

انتشارات دنا

سخن

ماه مگ

هفته نامه سیمره

اثر

آیندگی

دیباچه

مرور

چشمان بیدار

ماندگار

مقاله آنلا

آوای آزاد

شهروند

بنیاد ایرانیان در حرکت

مانا آقائی

شهرگان

عصر نو

تازه های ادبی

رادیو زمانه

جدید آنلاین

شوکت

ئه م روله

آبنوس

فرید

ایرج عبادی

کلمات پن

باشگاه گلشن

هژبرمیرتیموری

امضاء

سایت هنرمندان ایران

عبداله محسنی

فرهادفروتنیان

مهدی آرامی

موزه لوور

موزه وان گوگ

موزه های هلند

عکس

مجسمه های شنی

نقاشی و طراحی

طراحی و نقاشی 2

 

 

 

 

 

 

 

 

 

shinrin ebadi

بله ما می توانیم

<< ببینید <<

_______________________________

khaksepari foroogh

داستان خاكسپارى فروغ

روایت کوتاهی است از حسین سرفراز سردبیر مجلات پیش از انقلاب مثل امید ایران، تهران مصور، سپید و سیاه، خواندنیها و جوانان رستاخیز.  در این گفتگو حسین سرفراز از آشنایی خود با فروغ فرخزاد یاد می کند و نکته ای درباره به خاک سپردن او در قبرستان ظهیرالدوله عنوان می کند که تا کنون شنیده نشده است.

<< ادامه <<

______________________________

nima 1

 

درآمدی برنوآوری های نیما - بخش 3

احمد افرادی

فکر نيما در جستجوي راهي بود، براي تحول در زبان و يافتن قالبي مناسب براي بيان دريافتها و تجربههاي نو. دستيابي به اين زبان در گرو سالها تأمل در زبان و شناخت ضرورتهاي زمان بود.

نوآوريهاي نيما در کلام ، بحث مبسوطي را ـ در حد يک مقالة مستقل و حتي کتاب ـ ميطلبد. اين مختصر، که در زير ميآيد، نمونهاي است از تحولي که نيما در زبان ايجاد کرده است. اين را هم، پيشترگفته باشم که دخل و تصرف های نيما در زبان , در   موارد بسیاری ، با موفقيت همراه نبوده است .

<< ادامه <<

______________________________________

3 nasl adbiat moaser

نمادی از سه نسل ادبیات معاصر

گزارشی از برنامه "آزادی بيان" وين؛ نوشتن و انتشار آزادانه

برنامه آزادی بیان روز ۲۴ اکتبر با گشایش نمایشگاه "ادبیات فارسی: شبه قاره‌ای پنهان" آغاز شد. در مراسم افتتاح تنی چند از فرهیختگان ایرانی و اتریشی‌ حضور داشتند. آثار پنج شاعر بزرگ ایرانی سعدی، حافظ، خیام، فردوسی و مولانا در کنار نامداران معاصر چون صادق هدایت، شهرنوش پارسی‌پور، احمد شاملو، فروغ فرخزاد، حمید صدر، هوشنگ گلشيری، رضا قاسمی، رضا دانشور، منیرو روانی‌پور و بسیاری دیگر به نمایش گذاشته شد. استقبال از این برنامه چشمگير بود.

 

<< ادامه <<

 

_________________________________

iraj rahamnpor

به بهانه ترانه سرزمینم از

ایرج رحمانپور

 

سرزمینم
سرزمینم
تکه پاره شده، غمگینم.
مثل کوهها باش،
زخمی اما سربلند.
مثل کوه دِنا آفتاب بگیر
و
بین یاران تقسیم کن
مثل گُهَربه خاطر بسپار
شُر، شُر باران را
مثل گری طاقت بیار
برفهایی که آفتاب نمی  گیرند
مثل کبیرکوه
پناهگاه زنان نازا باش
مثل بلوط باش
تکه پارة غمگین
مثل بلوط باش.
و...

ترجمه ای بود از ترانه ی سرزمینم اثر ایرج رحمانپور شاعر، خواننده و ترانه سرای صاحب سبک لرستانی. اودر دهه های بعد از انقلاب نه تنهادرموسیقی اقلیمی بدعتی نو و ماندگار آفرید، بلکه موسیقی لرستان را که می رفت تا درمه ای از مدیحه سرایی روزمره و محض گم شود، باز یافته و جانی تازه به آن بخشید، تا مثل چشمه های ذلال لرستان در هاله ای از شقایق و پونه و شبدر درگسترة زاگرسِ استوار جاری شود و جانهای رنجور و در هم شکستة ملتش را همدم و اورا امید به آفتاب و ایمان به عشق و ایستادگی نوید دهد. زبان موسیقی ایرج اگرچه اقلیمی است، اما مخاطبش انسان امروزاست و کلامش فراتر از مرزهای زبانی این منطقه است. چرا که او از انسان برای انسان می گوید. اوبا موسیقی خود گذشته را با حال و حال را با آینده پیوند می دهد.

 

<< ادامه <<

_______________________________

albom khjial

هژبرمیرتیموری

- آلبوم خیال -

آلوئی آغشته به روزهای کودکی را به دهان برد. گازکه زد، چند قطره خاطره ازگوشة لبش چکید. با لبهای دلتنگ هستة اش  را توی سینی فوت کرد.

بلند شد و آلبومی را که توی طاقچه پوسیده بود برداشت. مثل اینکه درِ قفسی را بازکند، دسته، دسته نگاههای آشنا توی خیالش پرکشید. آلبوم پُرخنده های فراموش شده بود. توی ورق دوم هنوزآقاجان داشت برای پروانه قصه می گفت و او سراپاگوش روی زانویش نشسته بود. پشت سرآقاجان، هنوز درخت سیب برگهایش سبزبود.

أأ

 

<< ادامه <<

_____________________________

najafi

دو شعر از ناصر نجفی

هیچ خیابانی ادامه ندارد

                  

سحرگاهان

از هجاهای شاعرانه تهی می شود

مسافران كال

در گيسوان باران پناه می جويند

كالسكه ای گريان

از تالار مه تشييع می شود

و آسمانی باژگون

كهكشان هايش را

به خاک می سپرد

 

<< ادامه <<

_________________________________________

sohrab k

بیاد سهراب

<< ادامه <<

_______________________________

barahani

 « وجدان جنازه های ایرلند و شـعر بریده گلو » 
رضا براهنی  

این مقاله را به «برنادت دولین »   ، خاطره ی هفته ی « اوبرلین » با او ، وسال های دوستی با
( فیلسوف فقید جورج نووک تقدیم می کنم . ( ر. ب

.اخیرن به ویژه در ده سال گذشته شـعر شیمیس هینی شاعر ایرلندی را شـعر پست   مدرن خوانده اند
 پیش تر ، شـعر او را درادامه ی شـعر سنت ایرلندی ( اسطوره ، سیاست ، مبارزه و حرکت انقلابی ) بررسی
می کردند . پاسخ به این پرسش که این شـعر تا چه حد سنتی ، تا چه حد   مدرن و تا چه حد پست   مدرن
است موضوع این یادداشت است . طبیعی است که به سبب دسترسی نداشتن خواننده ی ایرانی به دیوان های
شـعر شاعر ، که قریب سی سال شاعری اورا دربرمی گیرد ، این نوشته هم از نظر ارایه ی مثال محدودیت

.خواهد داشت و هم از نظر ارایه ی جدال بین سنت ، مدرنیسم و پست مدرنیسم درآثار خود شاعر

 

<< ادامه <<

_____________________________________

hoten nejat

به یاد بعد از ظهرهای آفتاب

هوتن نجات

 

به یاد بعدازظهرهای آفتاب کتابی ست از هوتن نجات..شاعر آنارشیست ایرانی که در بیست سالگی خودکشی کرد....این کتاب همراه بایک ایکس فایل کامل از این شاعر است با مطالبی از دکتر اسماعیل نوری علاء..شمس لنگرودی..فیروز ناجی ..منوچهر آتشی...رضا حیرانی ..و ناما جعفری می باشد..این کتاب را نشرالکترونیکی سه پنج منتشر کرده است..

<< ادامه <<

_____________________________

hedayat

پیام جهانگیر هدایت

به برنامه‌ی بزرگ داشت صادق هدایت

برپا دارنده خانه‌ی هنر، هلند - دلفت

 

او روشنفكری بود كه نه فقط در ادبيات بلكه درهمه ابعاد اجتماعی، سياسی ، اقتصادی دلش برای مملكتش می ‌سوخت و حرف‌هايش را می زد. او آرزو داشت پلی روی رودخانه سورن بسازد تا آن دختر اثيری بيايد و گل نيلوفر را به او بدهد.

<< ادامه <<

______________________________

impersionism

نقش دایره در سبک امپرسیونیسم

ازهار ( زهره) موسوی نیا

دانشجوي دكتراي پژوهش هنر و مدرس دانشگاه آزاد واحد تهران مركز

همگي ما در نقاشي هاي دوران كودكي خود، اشكال هندسي مانند مربع ، دايره و مثلث را بارها نقاشي كرده و از تركيب آنها  طرح هاي متنوعي را بدست آورده ايم. يكي از اين نقش هاي هندسي، دايره است كه در هنر سنتي و مدرن از جايگاه ويژه اي برخوردار است. در هنر جديد توجه به دايره فراوان به چشم مي خورد

دایره به عنوان یکی از نمادهای اساسی در تحقیق های هنری اواخر قرن نوزدهم و طول قرن بیستم نقش مهمی داشته است

<< ادامه <<

__________________________________

rooz kodak

بمناسبت روز جهانی کودک

___________________________________

atashi

پنجمین جشنواره جهانی‌ شعر  گوتنبرگِ سوئد
مِرسی پوئِسی

با یادِ شاعرِ بزرگِ ایران
منو چهر آتشی

با حضور:
محمدعلی‌ سپانلو، احمد محیط، ناصر زراعتی، علی‌ نادری، ژیلا مساعد، مرتضی‌ ثقفیان، کوروش همه خوانی،  گراناز موسوی، فرزین هومان فر،رویا مقدس، فریبا شادکهن،
 یانه کارلسون،کنّت کلمنتس، رابرت کنگاس، کاری جانتزن، ژانت مونتویا، سارا هالستروم
و جمعی‌ دیگر از هنرمندان ایرانی‌ و خارجی.

مجریانِ  برنامه: آتنا فرخ زاد و سوسن کلارپور

شعرخوانی، سخنرانی‌، رقص و نمایش فیلمی از منوچهر آتشی
اجرایِ موسیقی توسطِ هنرمندانِ افغانی: فرید و آناندا
نصیر: ترانه، آواز و گیتار
بردیا: گیتار

<< ادامه <<

_____________________________

shiwa arstoei

فريب ‌دادن خواننده برايم جذابيت دارد

گفت‌وگو با شيوا ارسطويي

مژده دقيقي

شيوا ارسطويي در ميان زنان داستان‌نويس و شاعر معاصر كارنامة پرباري دارد. از سال 1370 تاكنون دو مجموعه داستان، سه رمان، يك داستان بلند، و دو مجموعه شعر از او منتشر شده است.
ارسطويي در مقدمة نسخة اول مي‌نويسد: «از اينكه خوانندگانم تصور كنند راوي قصه‌هايم خودم هستم هيچ ابايي ندارم. درعين‌حال عاشق شخصيت‌هاي كتابم هستم و براي تك‌تك آنها احترامي خارج از تصورات خوانندگانم قائلم، درست به اين دليل كه خيالي هستند و ارتباط آنها با واقعيت به يك مو بند است... در اين دوره‌ي ادبي، پيدا كردن مابه‌ازاهاي بيروني براي شخصيت‌هاي درون داستان جز آنكه طعم و بوي كتاب را از بين ببرد و ترديدي بي‌مورد به "غيرواقعيت" كتاب تحميل كند، خاصيتي ندارد.» در آثار او، مرز ميان واقعيت و خيال چندان مشخص نيست و خواننده‌ها در داستان‌هايش غالباً شخصيت‌ها و حوادث واقعي را مي‌يابند. اين موضوع از ابتداي گفت‌وگو در ذهنم مي‌چرخيد، و با اينكه در طول صحبت چند بار آن را به شكل‌هاي مختلف مطرح كردم، هنوز هم در مورد واقعيت و خيال در داستان‌هاي او ترديد دارم.

<< ادامه <<

_________________________________

moshiri k

ریشه در خاک

شعری از فریدون مشیری با صدای شاعر

 

<< ادامه <<

_______________________________

ostoreha

اسطوره ها در آینه هنرهای تجسمی

خسرو ناقد
نويسنده و پژوهشگر

بازتاب برخی ازاسطوره‌ها و آيين‌های ايران باستان را هنوز در تنديس‌ها، پيکره‌ها، کنده‌ کاری ‌ها و نقوش برجسته‌ و همچنين در حکاکی ظروف و ديگر آثار بجا مانده از اين دوران می‌توان ديد.

بسياری از اين آثار که در کاخ‌های تخت جمشيد و شوش و بيستون و مکان‌های ديگر کشف شده‌اند، اينک در موزه‌هايی در گوشه و کنار جهان به ‌نمايش گذاشته شده‌اند.

 

<< ادامه <<

_______________________________

korosh

کورش همه خانی

- گل نازم -

 

مگر می شود
تو آمده باشی و رفته باشی از اینجا
وقتی به دورو برم نگاه می کنم
و می بینم
صدایت از آن اتاق می آید
که آوازی زمزمه می کنی
و پنجره پر از سکوت باران می گیرد

<< ادامه<<

_______________________________

kafka k

کافکا در خاطر من :: دورا دیمنت‎ :: ترجمه: اکرم جوانمرد

ارتباط برقرار کردن با کافکا و نوشته هایش همان قدر که عجیب است، سخت هم هست. اولین بارى که با کافکا چشم در چشم شدم کنار دریا بود، تابستان ۱۹۲۳. نوزده ساله بودم و داوطلب شده بودم تا در آسایشگاهى کار کنم. آن روز مدام نگاهم به سمت خانواده اى مى گشت که دو بچه همراه خود داشتند، بى اختیار، ناخودآگاه دنبال شان رفتم و لابه لاى جمعیت شهر گم شان کردم بعدها هم چند بارى آن زن و مرد را با هم دیدم. تا بالاخره یک روز خبر آمد که فرانتس کافکا به آسایشگاه ما سر مى زند، همان موقع به آشپزخانه رفتم احساس کردم سایه دو چشم روى من سنگینى مى کند، مرد پشت پنجره همان مردى بود که کنار ساحل دیده بودم. آن موقع نمى دانستم که آن مرد کافکا است و با خواهرش و بچه هایش کنار ساحل مى آید.

 

<< ادامه <<

_________________________________

foroogh

شعری از فروغ

بمناسبت فرارسیدن پائیز

 

پائیز

از چهرة طبیعت افسونکار
بربسته ام دو جشم پر از غم را
تا ننگرد نگاه تب آلودم
این جلوه های حسرت و ماتم را

پائیز، ای مسافر خاک آلود
در دامنت چه چیز نهان داری
جزبرگ های مرده و خشکیده
دیگر چه ثروتی به جهان داری

_______________________________

ir sase tasiane 4dane

سه کتاب تازة گیل آوائی توسط انتشارات آزاد منتشر شد.

جهت اطلاع بیشتر و سفارش به آدرس زیر مراجعه کنید. 

انتشارات.آزاد.ایران
<http://entesharate-iran.com/index.php?option=com_content&task=blogcategory&id=14&Itemid=45>

_______________________________

iraj ebadi

مبارزه اي بي امان
بين انسان و عشق در زمين
و انسان و عشق در آسمان
در رُمان و فيلم  بياد ماندني بر گرفته از آن بنام :

                 " پرندگان خار زار"

اثر بياد ماندني كالين مك كالينو برنده جایزه نوبل ادبیات

هنر پيشه هاي اصلي: ريچارد چمبرلين  = كشيش رالف
راشل ودد = مگي
موزيك : هنري منچني
كارگردان : داريل دوك

نوشته ي ايرج عبادي" در افسانه ها از پرنده اي شگفت انگيز ياد شده است. پرنده اي كه يك بار در طول
زندگيش آواز مي خواند . از بدو تولد آن پرنده بدنبال خار زار است و تا آنرا نيابد آرام ندارد
و آنگاه كه يافت تيز ترين و بلند ترين خار را انتخاب مي كند ، خود را به ميان آن خار مي اندازد
تا جاييكه جان مي سپارد. و بلبلان و چكاوكان با مرگ او آواز سر مي دهند.
او تمام زندگي خود را به يك آواز مي بازد. آوازي كه همه آنرا مي شنوند..
خداوند و فرشتگان نيز در آسمان گوش فرا مي دهند.و لبخند بر لبانشان جاي مي شود

<< ادامه <<

______________________________

afish hedayat 2

بزرگداشت صادق هدایت در هلند

<< ادامه <<

_________________________

  ghalam

سياست چیست؟

فرزاد

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟
پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی.
من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم.
مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه.
کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره .
تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی .
داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است .
......

 

<< ادامه <<

__________________________

bodism

حکایت ایرانی و خدا

راوک

یک روز خدا به یک اروپایی گفت:
چه می خواهی بهت بدهم.
اروپائی گفت:
یک تن سالم و یک عقل درست و حسابی.
خدا بهش داد.
سراغ یک عرب رفت و گفت:
تو چه می خواهی بهت بدهم؟
عرب گفت:
چهارتا زن خوشگل. که فقط پسر بزایند.
خدا بهش داد.
سراغ یک ایرانی رفت و پرسید:
تو چه می خواهی بهت بدهم.
ایرانی گفت:
هیچی. من ده هزار گوسفند دارم دیگر چیزی نمی خواهم.
خدا گفت:
میدانم. اما یک آرزویی بکن تا برآورده اش کنم.
خدا اصرار کرد و گفت. بالاخره من خدا هستم و هر چه در دلت هست برایت برآورده می کنم. ایرانی گفت:
خوب حالا که اینطور است می گویم.
گفت:
ببین در این شهر یک ایرانی دیگر هست که فقط یک بز دارد، آن یک بزش را هم بکش.
خدا یک بز ایرانی همسایه اش را کشت.

<< نظر <<

___________________________________

naserdinshah

سؤال شاهانه، جواب شاهانه

هژبرمیرتیموری

ناصرالدين شاه اولين پادشاه ايران است كه به قصد تفرج و سياحت به كشورهاي اروپائي سفرمي كند و مي توان گفت در دوران حكومت وي بواسطه آشنائي با مدنيت غربي تفكر اصلاح طلبانه رشد و نضج مي گيرد .
روزی که برای اولین بار به اتفاق هیئتی از وزرا و درباریانش به انگلیس می رود. به محض ورودش با مشاهدة سرزمین مدرن و آباد انگلیس. انگشت تعجب به دهان می برد و درضیافت شامی که ملکه انگلیس بخاطر او و همراهانش درکاخ سلطنتی ترتیب داده ، از ملکه می پرسد.
شما چکارکردیده اید که مملکت تان اینطورو منظم وآباد و سرسبز است؟
ملکه نگاهی معنی دار به شاه ایران می کند و پس از مکثی طولانی می گوید:

جواب سؤالتان را فردا می دهیم، اعلاحضرت

 

<< ادامه <<

_____________________________________

name shaian

یک نامه خواندنی

 

www.iran-canada.blogfa.com

_________________________________

hatami 2

مرتضی حاتمی

نمایش نامه ی کوتاه:تولد در سکوت

    نقش بندان:صداي اول      صداي دوم      صدای سوم
صحنه؛فضايي تاريك.5ثانيه سكوت.سپس به مدت 10ثانيه.صداي تركيدن حباب هاي بزرگ به گوش مي رسد.صدايي درفضا مي پيچد:
صدای اول[آميخته با ابهام]:چه قدرسردمه!نمي تونم فكركنم.انگارمغزم يخ بسته.نمي تونم زيادحرف بزنم.تموم حرفام پشت لبام قفل خورده.هرجاكه سرك مي كشم همين جوريه.كاشكي منو زودتراز اين جابيرون بياري.دلم تنگ شده.دلم ميخوادازاين دايره ي تاريك لزج بيرون بيام.اصلامنو تاكي اين جانگه داري؟ها؟

<<ادامه <<

 

________________________________

 

کتاب همة رنگها  (alle kleuren ) نوشتة هژبرمیرتیموری به زبان هلندی توسط انتشارات بوک ا سکات  boekscutمنتشر و وارد بازار کتاب هلند شد. جهت اطلاع بیشتر به لینک زیر مراجعه فرمائید.

http://www.boekscout.nl/html/boek.asp?id=445

http://www.boekscout.nl/html/etalage_boekwinkel.asp

 

 

_______________________________________

41

ادبیات بدون ایدئولوژی

سیامک وکیلی

 

آنچه که امروز در مجموع زیر عنوان ایدئولوژی در هر زمینه‌ای، در قله‌ی برنامه‌ها و فعالیتهای گروهی و فردی جای گیر شده، حصاریست که کنشهای هر مجموعه‌ای را به بیشترین محدودیت رسانده. تحمل این محددیت در زمینه‌ی ادبیات و هنر بیشتر و شدیدتر از هر زمینه‌ی دیگر است. زیرا هنر و ادبیات پیش از آنکه به یک پدیده‌ی بیرونی تبدیل شود، پهنه‌ی گسترده‌ا‌ی از ذهن را در بر می‌گیرد. از این جهت مهمترین ابزار آن نیز ذهنی خواهد بود. بنابراین جای شگفتی نمی‌ماند که هر درمانده‌ای که دارای چشم وگوش و زبان باشد، خود را همچون صاحبنظری در این زمینه بپندار و به خیالبافی بپردازد. برای اینان هرگز وجود ادبیات و هنر به عنوان گسترده ترین دستاورد بشری که از یک سری کنشهای ذهنی آغاز می‌شود به جهت اینکه قاطعانه همچون یک پدیده‌ی عینی راه به بیرون پیدا کند، مهم نیست. بلکه آنچه را که بیشتر می‌پسندند ساختن ابزاری‌ست از آن، تا بتوانند سخن نهایی خود را در زمینه های مهمتر (به زعم خودشان) بر کرسی بنشانند. بنابراین بیهوده نخواهد بود که هنر و ادبیات در دست اینان همیشه در ذهن باقی بماند و آنچه که به بیرون از ذهن راه پیدا کند تنها فرضیه‌های ایدئولوژیک باشد و بس. این روش مهلکترین سم ممکن است که می‌توان با آن ریشه‌ی هنر و ادبیات را خشکاند.

<<ادامه<<

_____________________________________________

jems t

در جست و جوی شعر

ترجمه‌ی مقاله‌ای از «جیمز تیت»
برگردان فریده حسن‌زاده (مصطفوی)

ما خواه ناخواه بخشی از زمانه‌ی خود هستیم. مابه زبانِ زمانه‌ی خود سخن می‌گوییم. برای شاعران چه بسا این زبان محدودتر، آراسته‌تر و پیچیده‌تر باشد اما به هرحال بازتابی از فرهنگ ماست.

می‌دانم تنها نیستم وقتی اعتراف می‌کنم که هر روز ساعت‌ها به صفحه‌ای کاغذ سفید چشم می‌دوزم. راستی چرا؟ چرا سرودن تا این حد دشوار است؟ زیرا می‌خواهم به مکانی بکر سفر کنم. نه‌فقط در جست‌و‌جوی زبانی تازه‌ام که افکارم را نیز تازه و بکر می‌خواهم و بی‌گمان همه‌ی جهان را نیز! ما می‌دانیم که چنین آرزویی محال است با این همه امیال ما منطق نمی‌شناسند

<< ادامه <<

__________________________________

boedks

ادبیات مهاجرت و سه نسل نویسنده ی مهاجر

نویسنده ها و شاعران خارج از ایران -مهاجران- را به سه دسته می توان تقسیم کرد.دسته ی اول کسانی که قبل از انقلاب پنجاه و هفت از ایران مهاجرت کردند مانند جمال زاده و گلستان و علوی و دسته ی دوم عده ای که بعد از انقلاب پنجاه و هفت از ایران خارج شدند مانند ساعدی و خویی و بالاخره نسل سوم که خارج از ایران متولد شد یا خارج از ایران قلم به دست گرفت و نوشتن وسرودن آموخت

 

<< ادامه <<

________________________________________________

birman

درباره ی وولف بیرمن، علیشاه سلطانه

 درادبیات، ضدکمونیست ها بیوگرافی کوتاهی دارند .

شاعر معترض و 80000 صفحه گزارش امنیتی .

 

بعدازانحلال نظام استالینیستی آلمان شرقی سابق واشغال وزارت اطلاعات وامنیت آن کشور، مشخص شد که پرونده امنیتی "وولف بیرمند " ، شاعروترانه سرای آن کشور به حجم 80000 صفحه گزارش رسیده است ؛ احتمالا مجموعه آثار این شاعرآنزمان 53 ساله، به این وسعت نبودند!. بیرمن درسال 1953 ازآلمان غربی سرمایه داری به آلمان شرقی سوسیالیستی مهاجرت کرده بود چون ازخانواده ای کمونیستی برخاسته بود و پدرش رانازیها درسال 1943 درزمان جنگ جهانی دوم به جرم کمونیست و یهودی بودن و مبارزات ضد فاشیستی، دربازداشت به قتل رسانده بودند. اوبعدها بدلیل انتقادازسیستم استالینیستی آلمان شرقی،درسال 1963 ازحزب کمونیست آن کشور اخراج ودرسال 1965 ممنوع القلم گردید. در 11 مین پلنوم کمیته مرکزی حزب کمونیست آلمان شرقی،وی ممنوع الشغل شد و زمانیکه درسال 1976 بدعوت سندیکاهای کارگری آلمان غربی جهت  اجرای کنسرتی به آن کشورسفر کرده بود،به دلیل انتقاد از نظام آلمان شرقی،از وی سلب ملیت شد و اجازه نیافت تا به کشور خودبازگردد. بیرمن درنوجوانی؛پیش ازآنکه همراه مادرمبارز کمونیست اش به آلمان شرقی مهاجرت کند،عضوسازمان جوانان حزب کمونیست آلمان غربی بود. وی دراشعار،ترانه ها و کنسرت های خود به انتقاد از سرمایه داری،فاشیسم جدید، و استالینیسم سربازخانه ای، پرداخت. اوبعدازاخراج ازآلمان شرقی و سلب شهروندی از وی، می پرسید : " چرا باید سلاح بدستان از گیتاربدستان این چنین بترسند ؟ " .

 

<< ادامه <<

___________________________

<< مطالب قبلی <<

 

مجموعه شعر مادر

ketb korsh

کورش همه خانی

_____________

رمان نگاتیو

negativ

هومن عزیزی

____________

مجموعه قصه سیکل
هژبرمیرتیموری

ceycel

انتشارات: دنا
برای خرید

_____________

رمان

توراست می گفتی پدر

jeld roman1

هژبرمیرتیموری
________________
بخشی از رمان
گلیم عشق

glim

هژبرمیرتیموری
کتابخانه
بوف کور
فریدون سه پسر داشت
آن روی دیگر
هلزون شکن
ادب و ادبیات
شعر
 
کمپانی دوزخ
یداله رویایی
مولوی

 

موسیقی
قوامی
دلکش 1
دلکش 2
الهه
گلنراقی
پوران 1
پورن 2
عارف
ویگن 1
ویگن
گوگوش
لری
افغانی
هندی
2هندی